حشره شناسی و آفات گیاهی
آشنایی با دنیای حشرات و آفات مهم گیاهان
درختان ميوه
باغ ايراني مظهر نظم و ثمر بخشي است. درگذشته در باغهاي تاريخي، درختان ميوه بخشي مهمياز باغ بوده و كاشت آنها درميان كرتها طبق قاعده و قانون و نظم خاص صورت ميپذيرفت. علاوه بر اقليمهاي متفاوت ايران كه در كاشت و انتخاب درختان ميوه در يك باغ موثر هستند، در قديم كاشت درختان ميوه داخل يك باغ نيز بسته به شرايط هر قسمت از باغ متفاوت بود.
هلو
Prunus persica از تيره Rosaceae با نام انگلیسیpeach که به یک سری از رنگ های نارنجی مایل به صورتی اشاره دارد. هلو دارای یک هسته سخت، گوشت زرد، یا نسبتاً سفید و پوستی مخملی می باشد. بر اساس چسبیدن گوشت به هسته این میوه به دو دسته هسته جدا و هسته چسب تقسیم می شوند. ارتفاع آن بين 3 تا 5 متر است. برگهاي آن كنگرهاي و غالباً در قاعده غدهدار است. گلهايش به پنج قسمت و به رنگ صورتي كم رنگ و پررنگ است. پوست آن پرزدار ولي در واريته شليل صاف ميباشد.درخت هلو در بيشتر نقاط دنيا وجود دارد و مشهور است كه اصل درخت از ايران آمده است ولي بعضي معتقدند اصل آن از چين ميباشد. یکی از میوه هائیکه تا حد زیادی با هلو ارتباط دارد شلیل است. ارتباط شلیل ها با هلو تا حدی است که در واقع گاهی اوقات محصولات هلو حاوی تعداد کمی شلیل هستندو برعکس.
درخت هلو در زميني كه خاك آن رس آهكدار و يارس شني است محصول زياد ميدهد. در آب و هوای گرم بهتر نتیجه میدهد و در نقاط سرد یا معتدل به خوبی مناطق گرم رشد ننموده و محصول خوبی نخواهد داد و در این منطق باید این درخت را در گرمترین نقطه باغ بکارند و درختان را به فرم های پهن پاکوتاه پرورش دهند. فاصله این درختان از یکدیگر حداکثر 5 متر در نظر گرفته می شود در اراضی قابل نفوذ که زود گرم می شود آن را می کارند و به عکس در اراضی رسی یا سدر نباید آن را کاشت . بعضی از انواع آن مستقیماً بوسیله هسته ولی انواع بیشتر آن بوسیله پیوند تکثیر می شوند. این درخت اکثرًا روی شاخه های یک ساله است بنابراین جوانه گل روی شاخه های چون ظاهر می شوند و هرس درخت هلو با توجه به این نکات باید صورت بگیرد.
هلو دارای انواع زیادی است هلو دارای کرک و هسته به گوشت چسبیده یا هسته آن به آسانی از میوه جدا می گردد نوع دیگر شفتالو است که میوه آن بودون کرک و رقم دیگر شلیل اس. میوه این درخت اکثرًا روی شاخه های یک ساله است بنابراین جوانه گل روی شاخه های جوان ظاهر می شوند و هرس درخت هلو با توجه به این نکات باید صورت بگیرد.
زدیاد گیاهان
هدف علم ازدیاد گیاهان ، افزودن به تعداد گیاهان با حفظ ویژگیهای ارزشمند آنها میباشد. برای این منظور گیاهان به روشهای جنسی (Sexual) و یا غیر جنسی (Asexael) تکثیر میشوند. اکثرا در طبیعت ، گیاهان از طریق بذر به ادامه نسل میپردازند. هر کدام ازبذرها از نظر ژنتیکی ساختار منحصر به فرد خود را دارند که ناشی از آمیختگی والدین میباشد.
برای تولید مثل موفق گیاهان توسط انسان سه جنبه مختلف مورد نظر میباشد. داشتن اطلاعات عملی و مهارتهای لازم جهت ازدیاد گیاهان ، نظیر کشت بذر ، نهال و نشا ، پیوند زدن ، تهیه قلمه و ریشهدار کردن آن هنر ازدیاد نباتات بشمار میآید، داشتن اطلاعات لازم در مورد رشد و نمو ساختار گیاه و شرایط رشدکه علم ازدیاد گیاهان محسوب میشود. جنبه سوم ، داشتن اطلاعات کافی در مورد روشهای ازدیاد گونههای مختلف گیاهی میباشد.
تکثیر جنسی گیاهان
تکثیر جنسی گیاهان شامل ترکیب یاختههای جنسی نر و ماده و تشکیل بذر میباشد. تکثیر جنسی با نصف شدن و کاهش کروموزومی گامتهای نر و ماده ، آغاز میشود و بعد از لقاح تعداد کروموزومها به تعداد اولیه افزایش مییابد و با بوجود آمدن ژنوتیپهای جدید همراه است.
فرآیند زایشی گیاه شامل : تشکیل گل(گل انگیزی ،گل آغازی، اختصاصی شدن وتشکیل گل و شکوفایی)
تشکیل بذر
جوانه زدن بذر
مزایای ازدیاد جنسی :
امکان انبار کردن بذر در شرایط مناسب و کشت آن در سالهای بعد ، ارزان و اقتصادی بودن ازدیاد توسط بذر ، عدم انتقال بیماریهای ویروسی توسط بذر ، سازگار بودن بذر به شرایط متغیر محیطی ، امکان ازدیاد اکثر گیاهان زراعی ، تکثیر پایههای بذری برای درختان میوه ، ازدیاد کلونهای اصلاح شده توسط بذر و ... از مزایای تکثیر جنسی گیاهان محسوب میشوند.
تکثیر غیر جنسی گیاهان
در تولید مثل غیر جنسی ، تقسیم یاختهای بدون کاهش کروموزومی اساس کار میباشد. بطوریکه گیاهان تولید شده حاوی اطلاعات ژنتیکی پایه مادر میباشند. تقسیم یاختهای توسط سلولهای غیر جنسی (سوماتیک) انجام میگیرد. تقسیم مستقیم یاختهای عامل تشکیل بافت پینه در محل زخم و باززایی و بهبود زخم است و تکثیر رویشی را بوسیله قلمه ، پیوند و خوابانیدن شاخه ممکن میسازد. این روش تکثیر در کشت بافت نیز مطرح بوده و میتوان گیاهان جدید را از این طریق تولید نمود. سلول رویشی زنده گیاهان ، دارای قدرت تولید یک گیاه کامل میباشد و این پدیده را قدرت خودسازی (Totipotency) مینامند و گیاه تولید شده بطور کامل اطلاعات ژنتیکی یاخته های مادری را خواهد داشت.
روشهای ازدیاد غیر جنسی گیاهان قلمه زدن
خوابانیدن شاخه
ازدیاد بوسیله ساختارهای رویشی
ریزازدیادی
مزایای ازدیاد غیر جنسی
تولید گیاهان یکدست و متجانس و شبیه پایه مادر ، کوتاه کردن دوره نونهالی ، ازدیاد گیاهان بکربار ، کنترل شکل و مراحل رشد و گوناگونی روشهای غیر جنسی ، از مزایای این روش تکثیر محسوب میشود.
معایب ازدیاد غیر جنسی گیاهان
از معایب ازدیاد غیر جنسی پر هزینه بودن و امکان انتقال عوامل بیماریزا توسط این روش میباشد. از عوامل بیماریزا میتوان به قارچها ، باکتریها و ویروسها اشاره کرد.
ازدیاد درخت هلو
هلو را به وسيله كاشتن هسته و پيوند زدن تكثير ميكنند.
درختان خزانه ای میوه هلو توسط کوپیوند سپری )شکمی ) و یا قاشی بر روی پایه های دانهال ازدیاد می شوند.کوپیوند پاییزه بسیار معمول است ، اما کوپیوند بهاره و یا کوپیوند جودرو ( در نواحی که فصل رشد طولانی دارند ) نیز انجام می شود .برخی از ارقام هلو را می توان از طریق گرفتن نرم تیل های آبدار و برگدار در بهار و تابستان و تیمار آنها با یک ماده ی تسهیل کننده ی ریشه زایی و ریشه دار کردن در یک بستر ازدیاد تکثیر کرد .هم چنین در نواحی دارای زمستان های ملایم برخی از ارقام هلو را می توان با سخت تیل ازدیاد کرد به شرط اینکه با اسیدایندول بوتیریک ( 4000 قسمت در میلیون برای 5 ثانیه ) تیمار شده و آنگاه در پاییز در خزانه کشت شوند.بصورت تجاری تکثیر هلو توسط تیل انجام نمی شود اما ممکن است در آینده از تیل نیز استفاده شود .
بذر : بذر هلو را می توان علاوه بر خزانه در محل اصلی نیز کاشته و در همان محل پیوند بزنند.
پیوند: پایه درخت هلو را می توان از کاشتن بذر هلو ، بادام ، شلیل ، و آلو تهیه نمود که البته پایه هلو و شلیل ارجحیت دارد . در روش ازدیاد هلو به وسیله پیوند جوانه در نهالستان ها اکثرا از نهال های بذری به عنوان پایه استفاده می شود .برا ی این منظور بذرها به مدت 3 ماه تحت معرض چینه سرمایی قرار می گیرند.پایه های بذری هلو ریشه های نازک حاصل نموده و به نماتد حساس می باشند .
دانهال های هلو رضایت بخش ترین پایه برای هلو هستند و جز در مواردی که برخی از شرایط ویژه ایجاب می کنند که پایه های دیگری بکار برده شوند می بایستی مورد استفاده قرار گیرند.معمولا بذرهای ارقام Alberta ، Halford ، Rutgers Red Leaf و Lovell بکار برده می شوند زیرا بخوبی تنژیده و دانهال هایی پر رشد تولید می کنند .اما ارقام بذری این ارقام در برابر نماتدهای زگیل ریشه مقاوم نبوده و در مناطقی که این مشکل وجود دارد می بایستی پایه های مقاوم هلو بکار گرفته شوند.بذرهای ارقام هلو که دارای میوه هایی زودرس می باشند نباید مورد استفاده قرار گیرند زیرا معمولا درصد تنژگی آنها پایین است .بهتر است که بذرها از محصولات فصل جاری گرفته شوند زیرا زیوایی( قوه نامیه ) آنها در هر سال کاهش می یابد .بذرهای ارقام Lovell وNemaguard که از درختان عاری از ویشه گرفته شده اند موجود بوده و در صورت امکان می بایستی از آنها استفاده شود .ریشه های هلو نسبت به نماتدهای مولد زگیل ریشه (Meloidogyne spp ) به ویژه در خاک های شنی بسیار حساس می باشند .آنها هم چنین به نماتد زخم ریشه Pratylenthus vulnus نیز حساس هستند. رقم Nemaguard که یک پایه ی دو رگه بین P.davidiana و Prunus persica بوده و توسط وزرات کشاورزی ایالات متحده در سال 1959 بوجود آمده است ، دانهال هایی یکنواخت تولید کرده و در برابر M.incognita و M.javanica مقاوم بوده و درختانی قوی ایجاد می کنند که ریشه های آنها کاملا مستقر می باشد.اما رشد برخی از ارقام هلو و آلو بر روی آن خوب نبوده و گیاهان حاصله در برابر پوست مردگی اسپیکه ای و پوسیدگی طوقه حساسیت از خود نشان می دهند در مناطق سردتر کشت هلو رقم Nemaguard در برابر سرما مقاوم نیست .یک پایهی بسیار مقاوم در برابر سرمای زمستانه که Siberian C نام داشته و دمای خاک 11- درجه سانتی گراد را تحمل می کند در سال 1967 در ایستگاه پژوهشی هارو وابسته به وزرات کشاورزی کانادا در شهر ونتاریو بوجود آمد .این پایه در خاک های سبک شنی خوب رشد می کند و رقم پیوندک را حدود 15% پاکوتاه می کندواما نسبت به نماتدهای زگیل ریشه و زخم ریشه حساس است .درختان خانه ای مستقربر روی ریشه های هلو هنگامی که بر روی خاک هایی کاشته می شوند که قبلا زیر کشت درختان هلو بوده اند غالبا رشد نامطلوبی دارند .ریشه های هلو به قارچ ریشه ی بلوت ، پوسیدگی طوقه ، سرطان طوقه و پژمردگی Verticillium حساس می باشند . در خاک های آلوده به نماتد از پایه های شلیل استفاده می شود عمر اقتصادی درختانی که پایه های بذری هلو دارند 10-15 سال می باشد .
زردآلو : دانهال های زردآلو در پاره ای از مواقع بعنوان پایه هلو بکاربرده می شوند.جوش خوردن پیوندگاه همیشه موفقیت آمیز نیست اما بسیاری از درختان و باغ های تجاری میوه با استفاده از این ترکیب بوجود آمده اند تا سالهایی زیاد تولید نسبتا خوبی داشته اند .بنظر می رسد که دانهال های زردآلویBlenhein در مقایسه با رقم Tilton پایه های بهتری برای هلو می باشند .ریشه ی زردآلو در برابر ژگیل ریشه بسیار مقاوم است اما نسبت به نماتدهای زخم ریشه حساس است .در خاک های آهکی و یا آلوده به نماتد ، پایه های بذری زردآلو بکار برده می شود اما احتمال ناسازگاری موضعی بین پایه و پیوندک وجود دارد .
بادام : دانهال های بادام با موفقیت محدودی بعنوان پایه برای هلو مورد استفاده قرار می گیرند .درختانی که با این ترکیب پدید می آیند رشد خوبی دارند اما این ترکیب طور کلی رضایت بخش نیست .غالبا درختان حاصله پاکوتاه بوده و به کوتاه عمری گرایش دارند .در خاک های خشک ، شنی و یا سنگلاخی می توان از پایه های بادام استفاده نمود .اما عمر اقتصادی درختان کاهش یافته ، رشد عرضی پایه بیشتر از پیوندک می باشد و احتمال ناسازگاری پایه و پیوندک وجود دارد .به طور کلی پایه های زردآلو و بادام برای هلو توصیه نمی شود .
در خاک های سنگین و مرطوب از پایه های گوجه استفاده می شود اما بدلیل کوتاه بودن دوره فعالیت پایه های گوجه برای ارقام دیررس هلو مناسب نمی باشند.
پایهGF677 که دورگ بادام و هلو است ، مقاوم به خاک های آهکی و کلروز می باشد .
پایه میسوری برای پاکوتاه کردن هلو مناسب است .
Western sand cherry ( P.besseyi) : هنگامی که این پایه در آزمایش هایی محدود بعنوان پایه کوتاه کننده برای چندین رقم هلو بکار برده شد آشکار گردید که با آن که پیوندگاه بسیار عالی جوش خورده بود 40 % درختان خزانه از بین رفتند اما بقیه درختان خوب رشد کرده و درختان پاکوتاه نمونه ای که دارای برگ های سبز تیره و سالم بودند تولید کردند . این درختان در سال 2 یا 3 پس از انتقال به باغ میوه هایی با اندازه عادی بوجود آوردند.
پیوند زدن
در حقیقت عبارت از زخم کردن و قطع مقدار زیادی از شاخ و برگ گیاه و بعداً مجبور کردن دو نبات مختلف به زندگانی با یکدیگر است، تغییرات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی مخصوصی در گیاه پیوندی جدید به وجود می آورد. برای اینکه فسمت های مختلف دو گیاه بتواند با یکدیگر زندگانی کرده و تولید نهال جدید کند و بهره کافی دهد باید اتصال این دو قسمت با یکدیگر کامل باشد یعنی باهم جوش خورده یکی شود.این موضوع ممکن نیست مگر آنکه پایه و پیوندک با یکدیگر نمو نموده و سلولهای محل اتصال با یکدیگر شروع به فعالیت کرده نسج جوانی به وجود آورد.برای حصول این مقصود، باید دو طبقه مولده پایه و پیوندک با یکدیگر منطبق شده به یکدیگر بچسبند یعنی هیچ قسم مانع از مایع یا جامد و یا بخار بین آنها قرار نگیرد. در نباتات خشبی این عمل تقریباً فقط بوسیله سلولهای طبقه مولده انجام می گیرد.پس از آنکه فضای بین پایه و پیوند به وسیله این نسج پر شد یک طبقه از سلولهای آن تبدیل به طبقه مولده شده و شبیه پلی رابط بین طبقه مولده پایه و این طبقه در پیوندک می شود که من بعد مانند کامبیوم معمولی درخت در داخل تولید آوندهای چوبی نموده و در خارج تشکیل آوندهای آبکشی می دهدو بدین ترتیب اتصال و یکسره شدن آوندها از پایه به پیوند عملی می شود.
قرابت پیوندک با پایه
جوش خوردن پایه و پیوندک تابع دقت در عمل قرار دادن پیوندک روی پایه می باشد ، یعنی دو طبقه مولده باید حتماً با یکدیگر تماس حاصل کنند ولی برای منظور مورد بحث یعنی جوش خوردن دو قسمت با یکدیگر این شرط کافی نیست زیرا علاوه بر لزوم تطبیق دو طبقه مولده طبیعت دو گیاه مورد عمل نیز باید با یکدیگر وفق دهد و یا به عبارت دیگر تجانس و قرابتی نیز بین انها برقرار باشد.تا عمر درخت پیوندی زیاد شده و بهره کافی دهد. موضوع تجانس بین پایه و پیوند که از مسائل مهم پیوند زدن و یکی از شرایط لازم موفقیت در عمل پیوند می باشد کاملاً تجربی است .یعنی فقط عمل و ازمایش نشان می دهد که چه نوع گیاهی یانبات دیگر قابل پیوند کردن است. در قاعده عمومی و بطور کلی می توان گفت که گونه های مختلف یک جنس با یکدیگر قابل پیوند کردن می باشد.موفقیت در پیوند دو جنس مختلف مشکل و به طور استثناء حاصل می شود ودر چنین مواقع درخت پیوندی ضعیف و یا کم عمر است و پیوند افراد و خانواده مختلف با یکدیگر غیر ممکن است.
جمع آوری مطالب توسط عباسی کرم
منابع :
کتاب پرورش میوه های مناطق معتدله - دکتر رسول جلیلی مرندی
کتاب ازدیاد نباتات مبانی و روش ها – دکتر هادسون تی .هارتمن ، دکتر دیل ای .کستر ترجمه دکتر مرتضی خوشخوی
منابع اینترنتی
وبلاگ تخصصی علمی و کشاورزی
درختان میوه - PersianDown Forums
گروه کشاورزی درخت هلو
روشهای ازدیاد گیاهان
مجموعه تولید و پرورش نهال زردادی – پیوند زدن در درختان میوه وآموزش پیوند زدن
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
لازم به ذكر است كه كودهاي ازته به دو صورت م يتواند به خاك اضافه شود:
۱) به صورت آلي: مثل كودهاي دامي، پودر استخوان و خون خشك و برگهاي
پوسيده
۲) به صورت معدني: مثل كودهاي شيميايي از قبيل نيترات آمونيوم، فسفات آمونيوم،
اوره.
:(P) -2 نقش و علائم کمبود فسفر
اين عنصر در تلقيح گلها، رشد ريشه، انتقال انرژی و همچنين تنظيم خواص ژنتيکی گياه
نقش دارد. در بعضی جهات کمبود ازت و فسفر با هم شباهت دارند. رشد قسمت هوائی و
ريشه در هر دو کند يا متوقف م یشود و همچنين برگها کوتاه، باريک و نازک م یشوند و رشد
طولی گياه عمودی بوده و ساق ههای جانبی به ندرت ظاهر م یشود. تعداد برگ و شاخ هها
محدود شده و ممکن است جوان ههای کناری به خواب بروند يا بميرند. ظهور شکوفه و
جوان ههای برگی کم شده و در نتيجه ميزان محصول (دانه و ميوه) نيزکاهش م ييابد ولی در
هنگام کمبود فسفر رنگ برگها سبز تيره، کدر مايل به آبی با ته رنگ برنزی يا بنفش است
و رنگ ميو هها سبز و ممکن است به شدت رنگی شده باشند، گوشت ميوه نرم و شيره ميوه
خيلی ترش و خاصيت انباری آن نيز كم م يشود.
يک علامت مهم ديگر، کوتولگی و کوتاه ماندن گياهان است به اين صورت كه گياهان
دچار کمبود فسفر، اغلب با گياهان جوان اشتباه گرفته م یشوند و در بر گهای پيرتر تحت
شرايط حاد کمبود، رگبر گها به شكل مشبک و قهو های رنگ پريده در م يآيد.
:(K) -3 نقش و علائم کمبود پتاسيم
اين عنصر برای سنتز و انتقال مواد مغذی در گياه لازم بوده و در رفع آثار سوء عدم
تعادل بعضی از عناصر غذايی گياه در خاک کمک م یکند و همچنين در تنظيم فعاليت جذب
آب موثر م یباشد.
نقش پتاسيم در درختان ميوه به قرار زير م یباشد:
مقاومت گياهان را در برابر کم آبی و خطرات سرمازدگی افزايش م یدهد. ï
مقاومت گياهان را در برابر آفات و بيماريها از جمله آتشک گلابی و شانکر مرکبات ï
افزايش م یدهد.
1٢
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
کيفيت و خاصيت انبارداری محصولات باغی را افزايش م یدهد. ï
شدت نور را کنترل و عمل فتوسنتز را تشديد م یکند. ï
راندمان آب آبياری را افزايش م یدهد. ï
اهم کودهای محتوی پتاسيم عبارتند از:
1) سولفات پتاسيم
2) کلريد پتاسيم
مقدار پتاسيم موجود در كلريد پتاسيم ۶0 درصد بوده و مصرف اين کود در خاکهای شور
و يا آبهای آبياری که ميزان کلر آنها از 3 ميلی اکی والانت در ليتر ( 100 ميلی گرم در ليتر)
بالاتر باشد و بعضی از درختان ميوه ی حساس به کلر نظير مرکبات توصيه نم یگردد.
3) نيترات پتاسيم
۴) سولفات پتاسيم منيزيم
اين کود به صورت معدنی بوده و به دو صورت گرانوله و دانه ريز قابل توليد م یباشد.
مصرف اين کود عمدتاً برای با غهای مرکبات و انگور به ميزان 200 الی ۵00 کيلوگرم در
هکتار و به صورت سرک و يا قبل از کاشت قابل توصيه است. مصرف کودهای محتوی پتاسيم
در با غهای ميوه ترجيحاً به صورت چالکود پيشنهاد م یشود.
:(Ca) ۴- نقش و علائم کمبود کلسيم
اين عنصر در پايداری ديواره سلولی، توسعه سلول و فرايندهای داخلی، پايداری غشاهای
سلولی، تعادل کاتيون و آنيون، فعال کننده برخی آنزيمها و همچنين تنظيم فشار اسمزی
نقش دارد.
کمبود آن باعث تجزيه ديوار سلولی و خشكيدگي برگها م يشود. لازم به ذکر است که
کلسيم در توسعه ريشه نقش داشته و از صدمات ناشی از تن شهای سرمازدگی جلوگيری
م یکند.
علائم کمبود در حاشية بر گها بيشتر از نقاط ديگر بر گ ديده م یشود و در نتيجه باعث
تغيير شکل برگ به صورت فنجانی رو به پائين می شود اين علامت تا نقاط اتصال برگ به
دمبرگ گسترش م یيابد، اما بر گها نم یافتند بلکه فقط لک ههای بافت نکروتيک شده در نوک
دمبرگ ايجاد م یشود و همچنين حاشيه برگ نامنظم و پاره پاره م یشود.
13
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
شكل شماره ۲ - علائم کمبود كلسيم در پسته
برای افزايش کيفيت، افزايش مدت زمان انبارداری محصولات باغی و کاهش بيمار یهای
به (Cacl فيزيولوژيکی محلول پاشی کلسيم انجام م یشود که م یتوان از کلرورکلسيم ( 2
مقدار 10 تا 30 کيلوگرم در هزار ليتر آب استفاده کرد.
:(Mg) ۵- نقش و علائم کمبود منيزيم
منيزيم تنها جزء معدنی مولکول کلروفيل است. منيزيم در ساخته شدن روغن در گياه
دخالت داشته و باعث تنظيم جذب فسفر در گياه می شود و نيز در توليد هيدروکربنها و مواد
قندی موثر است. منيزيم انتقال دهنده فسفر به دانه گياهان است و همچنين فعال کننده
آنزي مهای د یهيدروژناز و د یکربوکسيلاز است و در تنفس سلولی اهميت حياتی دارد.
اين عنصر فعال کننده آنزيمها و در اعمال اکسيداسيون و احياء در گياه نقش دارد و عامل
جداسازی مولکول اکسيژن در فتوسنتز است.
از نشانه هاي كمبود آن در گياه، زردي بين رگبر گها م يباشد و نشانه هاي كمبود ابتدا در
برگهاي پير مشاهده م يشود و در صورت كمبود شديد، برگها شروع به ريزش م يكنند.
اين عنصر در خاك سريع شسته شده و از دسترس گياه خارج م يشود كه براي رفع اين
كمبود از كربنات و سولفات منيزيم استفاده م يشود.
14
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
در انگور (Mg) شكل شماره ۳ - علائم کمبود منيزيم
محلول پاشی سولفات منيزيم دو تا پنج مرتبه برای رفع کمبود در درختان ميوه لازم و
ضروري است. اولين محلول پاشی در اوايل خرداد و مراحل بعدی با دو هفته فاصله از هم
انجام ميگيرد، ميزان مصرف 2 تا ۵ کيلوگرم در 1000 ليتر آب م یباشد. محلول پاشی منيزيم
در مرکبات، انگور و سيب برای جلوگيری از کلروز برگ موثر است.
:(S) ۶- نقش و علائم کمبود گوگرد
اين عنصر در توليد پروتئين و بعضی از اسيدهای آمينه موثر است. بو و مزه برخي از
محصولات باغي و زراعي (مثل سير، پياز و خردل) مربوط به گوگرد است. مهمترين علامت
كمبود اين عنصر در گياه رشد ناقص و رنگ پريدگی م يباشد. كمبود گوگرد در پار هاي از گياهان
نشانه هايي شبيه به کلروز ناشي ازکمبود نيتروژن ايجاد م يكند كه مربوط به كمبود پروتئين در
گياه است، با اين وجود در کمبود گوگرد، زرد شدن به صورت يکنواخت در سرتاسر گياه حتی
در بر گهای جوان وجود دارد. اغلب در اثر كمبود اين عنصر سطح پائينی بر گها و دمبر گها
به رنگ قرمز مايل به صورتی در م يآيد گاهي در اثر شدت کمبود، علايم به صورت قهو های
يا لک ههای نکروتيک ظاهر م يشود و همچنين دمبر گها و بر گها اغلب عمودی، پيچ خورده و
شکننده م یشود. ساق ههای گياهان مبتلا کوتاهتر و نازکتر از معمول و چوبی م يشوند، سطح
برگ کوچک و تعداد برگها نيزکم، تعداد و وزن ميو هها نيزکاهش م ييابد.
1٥
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
براي مثال در هلو برگهای جوان در اثر كمبود اين عنصر، زرد و برگهای پير بدشکل و
کج و معوج م يشوند، جوان ههای انتهائی رشد نکرده و در نتيجه شاخ ههای جانبی نيز رشد
نم یکنند و برگهای روی اين شاخ هها در اثر شدت کمبود، کمی قرمز و پس از اين مرحله
خزان م یکنند.
گوگرد را م يتوان به صورت سوپر فسفات معمولي (نه سوپر فسفات تريپل)، سولفات
آمونيوم و گل گوگرد و يا سولفات كلسيم به خاك افزود.
(Microelements) علائم کمبود عناصر کم مصرف
در درختان ميوه:
همانطور که قبلاً اشاره شد عناصری چون آهن، منگنز، روی، مس، بُر، موليبدن و کلر که
به مقدار بسيار کم مورد نياز گياه م یباشند را عناصر کم مصرف ميگويند ولی با اينکه اين
عنصر به مقدار کم برای گياه لازم است ولی همين مقدار کم برای فعاليتهای گياهی لازم و
ضروری است و کمبود اين عناصر در گياه م یتواند باعث اختلالاتی در رشد و شکل ظاهری
گياه شود.
:(Fe) -1 نقش و علائم کمبود آهن
اين عنصر در توليد مولکول کلروفيل و همچنين در فعاليتهای انتقال انرژی نقش دارد.
آهن يکی از عناصر ضروری برای رشد نهايی درختان ميوه م يباشد و در صورت کمبود آن
در سلو لهای برگ، سبزينه (کلروفيل) به مقدار کافی توليد نم یشود و برگها رنگ پريده به نظر
م یرسند. زردی برگ شکل خاصی از کمبود آهن است كه در کشور ما به فراواني ديده م يشود.
به عبارتي کمبود آهن باعث كاهش غلظت کلروفيل و ديگر رنگريز ههای گياهی نظير کاروتن و
گزانتوفيل در سلول م يشود كه در نهايت فتوسنتز شديداً کاهش يافته و بصورت کلروز (زردی)
ظاهر م یشود و چون آهن قابليت تحرک کمی در گياه دارد معمولاً علائم کمبود در برگهای
جوان (بالايی) ديده م یشود و رنگ پريدگی معمولاً بين رگبرگها بوده و خود رگبرگها سبز باقی
م یمانند و در برخی موارد مثل درخت گلابی برگها سفيد رنگ م یشود.
1٦
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
شكل شماره ۴ - علائم کمبود آهن در مركبات
برای رفع کلروز محلول پاشی آهن کلاته يا سولفات آهن به تعداد دو يا چند بار در طول
فصل رشد توصيه م یشود. در درختان ميوه اولين محلول پاشی چهار هفته پس از گل دهی
و سه هفته پس از اولين محلول پاشی م یباشد مقدار مصرف بر اساس توصيه شرکتهای
سازنده و دستورالعمل الصاقی روی بسته محصول م یباشد.
:(Mn) ۲- نقش و علائم کمبود منگنز
اين عنصر برای توليد کلروفيل و در نتيجه فتوسنتز موثر م یباشد. نقش منگنز در گياه
مشارکت آن در سيست مهای ترکيبی است. منگنز در واکن شهای انتقال الکترون و در توليد
کلروفيل نقش دارد.
منگنز همانند آهن عنصری غير متحرك در گياه است و علائم کمبود آن ابتدا در برگهای
جوان درخت ظاهر م یشود. مهمترين نشانه کمبود منگنز، کلروز بين برگها م یباشد که معمولاً
تمام قسمتهای بالای درخت را فرا م یگيرد، رشد درخت نيزکاهش يافته و در بعضی مواقع
درختان به صورت کوتاه باقی م یمانند. بر خلاف کمبود آهن در کمبود اين عنصر، قسمت نوک
و حاشيه برگهای درخت به صورت سبز باقی م یمانند.
از کودهای مهم منگنز م یتوان به سولفات منگنز اشاره نمود که هم به صورت خاکی و
هم محلول پاشی به کار م یرود كه بهتر است اين كود به صورت خاكي به ميزان 100 گرم
براي هر درخت در سايه انداز مصرف گردد. همچنين براي رفع اين كمبود به ازاي هر هكتار
17
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
۵ كيلوگرم كلات منگنز در 1000 ليتر آب به صورت توأم خاكي و محلول پاشي جهت رفع
كامل كمبود مصرف گردد.
:(Zn) -3 نقش و علائم کمبود روی
اين عنصر، عنصر مهمی در فعاليت بسياری از آنزيمها از جمله ايندول استيک اسيد
(عامل رشد) و تريپتوفان م یباشد.
روی در بسياری از سيست مهای آنزيمی گياه نقش کاتاليزوری فعال کننده و يا ساختمانی دارد
و در ساخته شدن و تجزيه پروتئي نهای گياه دخيل است. کمبود روی در گياه عمدتا از بر گهای
جوان به صورت ريز برگی، کچلي و کوچک شدن ميان گر ههای سرشاخه شروع م یشود.
در اثر کمبود اين عنصر علاوه بر اينکه رشد برگ کم م یشود، برگها قبل از موقع م یريزند،
تعداد جوانه کمتری تشکيل شده و بيشتر آنها شکوفا نم یشود. همچنين مقدار اکسين در
دمگ لها کم شده، ممکن است گ لها قبل از باز شدن بريزند، پوست درختان دچار کمبود،
سخت و شکننده م یشود. خسارت عمده کمبود اين عنصر علاوه بر ريز شدن ميوه ها، ريزش
قبل از رسيدن آنها است بطوريکه گاهی تا 80 درصد ميو هها م یريزند.
بالای خاک مشاهده pH کمبود اين عنصر بيشتر در خاکهای شنی، آهکی و قليايی به علت
م یشود. در درختان اولين علائم کمبود روی در زمان گلدهی ظاهر م یشود. شاخ هها نرم و نازک
شده و فاصله ميانگر هها کم م یشود، برگها در انتها موج دار شده و اندازه آنها کاهش م یيابد.
به طوری که برگها ی انتهايی شاخه به صورت روشن در م یآيد، بدين ترتيب کمبود اين عنصر
م یشود. (Roset) سبب جارويی شدن انتهای شاخه ها، كچلی و ايجاد ريز برگی
در سيب (Zn) شكل شماره ۵ - علائم کمبود روی
18
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
برای جبران کمبود روی در درختان ميوه از سولفات روی به صورت محلول پاشی در زمان
متورم شدن جوانه يا پس از ريزش گلبر گها به ميزان 2 تا 3 کيلوگرم در 1000 ليتر آب
استفاده م یشود، محلول پاشی سولفات روی برای درختان هسته دار مثل هلو، زردآلو و گلابی
در پائيز زمانی که بر گها سبز است نتيجه بهتری دارد.
:(Cu) ۴- نقش و علائم کمبود مس
اين عنصر در توليد کلروپلاست، فعالي تهای آنزيمی و همچنين در واکن شهای انتقال
الکترون سهيم م یباشد.
کمبود مس در درختان ميوه با پلاسيدگی بر گهای انتهايی و ريزش آنها مشخص م یشود.
از کودهای مهم مس م یتوان به سولفات مس (کات کبود) اشاره نمود که به دو صورت خاکی
و محلول پاشی به کار م یرود که بهترين زمان محلول پاشی مس در درختان ميوه هنگام
متورم شدن جوان هها در بهار است چون اگر روی ميوه سيب و گلابی پاشيده شود باعث زنگار
۵0 گرم در - آن م یشود. سولفات مس به روش خاكي هر 2 الي 3 سال يكبار به ميزان 100
1000 ليتر آب براي هر درخت در سايه انداز در فصل پائيز و زمستان مصرف شود و همچنين
0 درصد مورد استفاده قرار م يگيرد. / اين كود به صورت محلول پاشي با غلظت ۵
:(B) ۵- نقش و علائم کمبود بُر
اين عنصر براي رشد نوک ساقه و ريشه (مريستم انتهايی) لازم و ضروري است.
بُر نقش عمده ای در فعالي تهای حياتی گياه دارد و در تقسيم سلولی بافت ها، تشکيل
جوان ههای برگ و گل، ترميم باف تهای آوندی، متابوليسم قند و مواد هيدروکربن دار و انتقال آنها،
تنظيم مقدار آب و هدايت آن در سلول، انتقال کلسيم در گياه و تنظيم نسبت کلسيم به پتاسيم در
بافتهاي گياهی، متابوليسم چربی، سنتز پکتين و در تشکيل ديواره سلولی نقش دارد.
علائم کمبود بُر در برگ، شاخه، ميوه و حتی ريشه درختان ديده م يشود. بعلت عدم پويايی
و تحرك بُر در گياه، کمبود آن ابتدا در برگهای جوان و سرشاخ هها بروز م ینمايد. اولين علامت
قابل مشاهده توقف رشد جوانه انتهايی است که بلافاصله پس از آن برگهای جوان سبز
کمرنگ شده و اين رنگ پريدگی در قاعده برگها بيشتر از نوک برگها م یباشد، مرحله بعدی
کمبود بُر، سياه شدن جوان ههای رويشی و باف تهای مريستمی، کاهش فاصله ميانگره ها، ايجاد
حالت کوتولگی يا تراکم و کوچک شدن برگها در سرشاخه م یباشد. ميو هها به حد کافی رشد
19
علائم کمبود عناصر غذايی در درختان ميوه
نکرده، بد شکل و دارای گر ههای متعدد شده، زير پوست ميوه بافت چوب پنبه ای ضخيمی
تشکيل شده و با توسعه از پوست تا مغز ميوه ادامه م یيابد. در برخی از ارقام وقتی کمبود بُر
همراه با کمبود کلسيم باشد، ميوه در بعضی قسمتها ترک برمی دارد. در کمبو دهای خفيف سطح
ميوه پوشيده از شکاف ريز شده که ظاهر ميوه را به رنگ حنايی در م یآورد.
به طور كلي به علت نقش اين عنصر در فرايند تشکيل ميوه، کمبود آن سبب رشد و نمو
ضعيف پرچم ها، کاهش دوره گرده افشانی موثر و در نتيجه کاهش تشکيل ميوه م یشود.
ميو هها قبل از رسيدن م یريزند و در زير پوست ميوه لک ههای آبگز، قهوه ای، چوب پنبه ای و
گوشت ميو هها تلخ، بدمزه و پوک م یشود.
شكل شماره ۶ - علائم کمبود بُر در سيب
همانطور كه قبلاً هم اشاره شد بُر يکی از مهمترين عناصری است که در جوانه زدن دانه
گرده تشکيل ميوه و انتقال مواد فتوسنتزی به محل مصرف نقش دارد.
بر در درختان ميو ههای خزا ندار و هسته دار برای تشکيل ميوه، افزايش عملکرد و
کاهش بعضی از بيمار یها مثل آتشک گلابی موثر است. کمبود بُر در درختان ميوه باعث
باد زدگی گلهای گلابی، کاهش تشکيل ميوه، نکروزه شدن پوست تنه درخت سيب، ايجاد
لک ههای چوب پنبه ای و ترکيدن ميو هها و تنه درخت م یشود.
بهترين زمان محلول پاشی بُر در درختان ميوه هنگام متورم شدن جوانه در اوايل بهار با
غلظت ۵ کيلوگرم اسيد بوريک در 1000 ليتر آب م یباشد.
باسلام ،به وبسایت رسمی جنت آبادخوش آمدید. ما بسیارخوشحالیم که شما